وحید خانهساز
با شنیدن برخی قطعات قدیمی، خواه در هر سبک و سیاقی، سئوالی که به ذهن متبادر میشود این است که رمز ماندگاری آنها چیست؟ چگونه است که آثار قدیمی، با وجود امکانات کم در دهههای ۵۰ و ۶۰ و با وجود نبود امکانات استودیویی و دیجیتالی و همچنین محدودیتهایی که در نشر وجود داشته، تا حدی در ذهن مخاطبان ماندگار شدهاند؛ تا جایی که حتی نسلهای جدید نیز آنها را میشنوند و ترجیعبندهایشان را زمزمه میکنند؟ مگر نسلهای جدیدتر در هنر معاصر و بازار موسیقی امروز، نمایندگانی در مقام ترانهسرا، آهنگساز و خواننده ندارند که همچنان آثار گذشته را در اولویت قرار میدهند؟ چرا زمانی که نامی از آثار وطنی و حماسی به میان میآید، مخاطب آثار ملیمیهنی «بنان»، «شجریان» و «شهرام ناظری» را به یاد میآورد، در حالی که آثار امروزی در ابعاد گسترده منتشر میشوند و به واسطه بستری به نام اینترنت و دنیای مجازی، بهراحتی در دسترس عموم مردم قرار میگیرند؟
از جنگ دوازدهروزه تا جنگ تحمیلی سوم، آثار متعددی با موضوع و مضمون وطن و میهنپرستی توسط هنرمندان تولید شده که اغلب آنها به سفارش دستگاههای دولتی و نهادهای فرهنگی ساخته شدهاند. اما آیا میتوان این آثار را قطعاتی قوی و ماندگار تلقی کرد؟ و اینکه آیا این آثار با سرودها و قطعات تولیدشده در بدو انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس قابل مقایسهاند؟
امیرحسین سمیعی، خواننده، آهنگساز و مدیر اسبق دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتگو با اطلاعات، به ارزیابی آثار تولیدشده از جنگ دوازدهروزه تا به امروز پرداخته است. او خود در کارنامه هنریاش آلبومهایی چون «پوئم سمفونی اروند» و «روایت سمفونیک پرواز اردیبهشت؛ آوازهایی برای شهدای وطن» را در کارنامه دارد.
او یکی از تولیدکنندگان اثری میهنی در روزهای جنگ است؛ اثری که او ساخته «رویینتن» نام دارد و محمد معتمدی خواننده آن است. شعر این قطعه را میلاد عرفانپور سروده و آرمان مهربان تنظیم آن را به عهده داشته است.
***
موسیقی کشورمان همواره در دوران بحران کارساز بوده و به خلق آثار ماندگار انجامیده است؛ چه آثاری که در روزهای پایانی سقوط پهلوی و در بدو انقلاب اسلامی ساخته شدند، چه قطعات حماسی که در دوران جنگ هشتساله ایران و عراق تولید شدند؛ همگی کموبیش ماندگار شدهاند. سئوال این است که چرا از ابتدای جنگ دوازدهروزه تاکنون، اثر درخوری با مضمون ملیمیهنی و در قالب حماسی ساخته نشده است؟
-اینکه در آن دورههای تاریخی آثار خوب و ماندگار تولید شده، شکی نیست و کلاً هنرمندان عرصه موسیقی همواره برای ارائه آثار در شرایط مختلف تلاش کردهاند و نتیجه این تلاش نیز کاملاً مشخص است. اما در رابطه با آثار تولیدشده در دوران جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان و عدم ماندگاری آنها با شما همنظر نیستم؛ هرچند همواره جزو منتقدان بودهام.
نکتهای که باید به آن اشاره کرد این است که آثار گذشته در حالی ماندگار شدهاند که نه حمایت مالی آنچنانی پشت آنها بوده و نه ارگانی خاص به هنرمندان آن دوران سفارش کار داده است. در حالی که اغلب قطعات تولیدشده در یک سال اخیر تا امروز، توسط مؤسسات فرهنگی و دولتی تولید شدهاند؛ کما اینکه حرف زیادی هم برای گفتن نداشتهاند.
ببینید! آثار زیادی با موضوع تاریخ معاصر ما و رویدادها و فراز و نشیبهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ساخته شده است، اما بعضاً موسیقیهایی که برای این آثار ساخته شده، یا به قول شما سفارشی بودهاند یا اینکه مجریان توانمندی نداشتهاند. در چنین شرایطی بوده که روند ساخت آنها از جوششی به کوششی تغییر کرده یا نزدیک به آن شده است.
یعنی چنین کارهایی به قول شما ضعیف هستند؟
-رفتن از ورطهٔ جوششی به کوششی معمولاً آثاری ضعیف را رقم خواهد زد؛ آثاری که تأثیر ندارند یا گاهی شاید مؤثر هم باشند.
منظورتان کدام دسته از آثار است؟
-منظورم آثاری نیست که در جنگ رمضان ساخته شدهاند و درباره آثار تولیدی در این بازه زمانی چندماهه، اصلاً با شما همنظر نیستم. بگذارید قطعه «حسبیالله» با صدای محسن چاوشی را به یادتان بیاورم. من این قطعه را یکی از آثار مهم و قابل قبول میدانم؛ چراکه دارای استراتژی است و به شکل توأمان، با زبان نرم، زبان سخت را بیان میکند. شاید «حسبیالله» اولین قطعه موسیقایی باشد که با زبان نرم، لحن و زبان سخت را بیان میکند. این در نوع خودش یک امتیاز است و نباید آن را نادیده بگیریم.
اغراق نمیکنید؟
-خیر، به هیچ وجه. حتی میگویم این «حسبیالله» موسیقی همسو با رویدادها یا بهتر بگویم ابررویدادهای وطنپرستانه در کشورمان را یک قدم جلو برده است.
در میان این آثار تولیدی متعدد، دیگر کدام اثر توجهتان را به خود جلب کرده است و آن را مهم میدانید؟
-اثر دیگری که لازم میدانم از آن نام ببرم و مهم تلقیاش کنم، قطعه «اهل قمار» با صدای پرواز همای است. توجهتان را به شعر این اثر جلب میکنم که: «چنگیز گفته بود که بعد از شکست پارس / پاداش دشمنان به وطن غیر دار نیست»؛ بیتی از آن است. اثر دیگری که لازم میدانم از آن نام ببرم، قطعهای است که علیاکبر قلیچ آن را خوانده و «دست آخر» نام دارد. این اثر بر اساس یکی از آثار سمفونیک معاصر ساخته شده است. به نظرم این سه اثر به ترتیب قطعات شاخصی بودند که همگی قوت و شاخصههای فوقالعادهای در خودشان داشتند و قطعاً قدمی رو به جلو محسوب میشوند. این قطعات شاید جلوتر از آثاری هستند که سالها قبل برای چنین رویدادهایی ساخته شدهاند. اصلاً منظورم این نیست که آن آثار قدیمی خوب نیستند؛ نه تنها خوب هستند، بلکه فوقالعادهاند.
شما خود خواننده ارکستر و آهنگساز هستید و نسبت به مخاطبان عام موسیقی، نظرات کارشناسانهتری دارید. اما زمانی که از مقایسه موسیقی حماسی امروز و آثار ملیمیهنی گذشته یاد میشود، منظور فعالیتهای هنرمندانی چون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، شجریان و ناظریهاست، یا گروههایی چون «چاووش».
-تأکید میکنم آثاری که اوایل انقلاب ساخته شدهاند، چه قطعات باکلام و چه سرودها، همگی در نوع خودشان شاهکار هستند؛ اما با این نگاه، در این زمانه آثار کاملاً خودجوش (اتفاقاً توسط هنرمندان شاخص) تولید شدهاند. چنین آثاری از قطعات گذشته هیچ چیز کم ندارند، اما در کل به نظرم این مدل قیاس کردن درست نیست. به هر روی در گذشته شرایط دیگری بر جامعه حاکم و اساس موسیقیها هم متفاوت بوده است. اتفاقاً باید بگویم جنس آن نوع موسیقی برای چنین کنشگریهایی مناسب هم بوده است.
خودتان هم طی این چند ماه با موضوع جنگ و حماسه قطعهای ساختهاید.
-بله، قطعه «رویینتن» را میگویید که طی همکاری با محمد معتمدی، خواننده خوب کشورمان تولید شده و شعر آن را میلاد عرفانپور سروده و آرمان مهربان هم تنظیم آن را به عهده داشته است. تلاش من و دوستانم این بوده که اثری درخور تولید کنیم. با وجود اینکه پس از نشر اثر بازخوردهای خوبی را دریافت کردیم، اما ترجیح میدهم مخاطبان خود درباره آن
نظر دهند.
شما چه نظری دارید؟